الشيخ محمد تقي مصباح اليزدي
84
شرح نهاية الحكمة ( فارسى )
اولى واقعيت خارجى داريم و نمىتوان دو معقول اوّل پيدا كرد كه با يك وجود موجود باشند . اگر ما دو مفهوم كلى انسان و سفيدى را دو معقول اوّل دانستيم ، به اين معناست كه انسان وجودى دارد براى خود و سفيدى نيز وجود ديگرى ، پس به ازاى هريك از معقولات اولى يك واقعيت خارجى هست ، غايت امر اينكه بعضى از اين واقعيات متكى به بعضى ديگرند ، مثل اينكه وجود سفيدى متكى به وجود انسان يا چيزهاى ديگر است و يا وجود بو متكى به وجود عطر است ولى در هرحال دو واقعيت و دو وجودند . اين ويژگى را گاه با اين تعبير نيز بيان مىكنند كه عروض معقولات اولى خارجى است . در مقابل معقولات ثانيه ، چه منطقى و چه فلسفى ، ما بازاى خارجى ندارند ؛ عروض هيچيك خارجى نيست . هيچكدام از آنها از خود وجود و واقعيتى ندارند ، بلكه واقعيت معقولات ثانيه فلسفى عين واقعيت خارجى معقولات اولى است و نيز واقعيت معقولات ثانيه منطقى عين واقعيت ذهنى معقولات اولى است . تذكر اين نكته به جاست كه شمارش ويژگيهاى فوق بهمعناى تباين آنها نيست ؛ چه بسا متداخل يا لازم و ملزوم يا حتى بيان يك ويژگى به دو عبارت باشند ولى براى اينكه مسئله كاملا روشن شود و در ضمن اصطلاحاتى كه در اين بحث به كار رفته واضح شوند ، آنها را جدا جدا و بيان كرديم . 2 - 1 - 3 - 7 : معقولات ثانيه در توضيحى كه درباره معقولات اولى و ويژگيهاى آنها داده شد ، در ضمن ، به ويژگيهاى معقولات ثانيه نيز اشاره شد ولى در اين ميان آنچه از همه بارزتر است اين است كه معقولات ثانيه ما بازا ندارند و ما در اينجا به توضيح همين امر مىپردازيم . گفتيم كه معقولات ثانيه از خود وجودى در عرض وجود ساير اشيا ندارند . چنين نيست كه خود اينها سلسله واقعياتى باشند در عرض ساير واقعيات كه نفس آنها را يافته و صورتى جزئى و سپس صورتى كلى آنها در ذهن پديد آمده است ، بلكه واقعيت اين معقولات عين واقعيت ذهنى يا خارجى ساير اشياست . در توضيح اين مطلب بايد گفت : معقولات ثانيه هميشه به صورت صفات و احكام ساير اشيا هستند . معقولات ثانيه منطقى صفات و احكام موجودات ذهنى ؛ يعنى ، صفات و احكام مفاهيماند و معقولات ثانيه فلسفى صفات و احكام موجودات خارجى هستند . مفاهيمى مانند كلىّ ، جزئى ، ذاتى ، عرضى ، نوع ، جنس ، فصل ،